ابو الحسن قزوينى

7

فوايد الصفويه ( فارسى )

جهاندارى برافراشته ، با جمعى از مريدان و فدويان و معتقدان و جان نثاران كه از آن جمله عبدى بيگ شاملو و حسين بيگ و ديگر اعيان مريدان استاجلو و افشاريه و تكلو و قاجاريه با قليل جمعيتى محض ، به تائيد الهى تاج شاهى بر سر نهاده فرق فرقد سايش لايق به تاج و هاج انا جعلناك خليفة فى الارض ، و قامت زيبايش سزاوار به خلعت و ايتناهم ملكا عظيما گشته ، از آن جا به داعيه انتقام روانه خطهء بى عديل اردبيل شده و از آن‌جا روانهء آذربايجان گشت . شيروان شاه از عزيمتش آگاه گرديد ، ( 11 ر ) با بيست سى هزار سوار خونخوار به مقابله برآمد . چون شاه دين پناه به فحواى كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة باذن الله نسيم فتح و ظفر بر پرچم اعلام ظفر پيكر ورزيده ، با گروه اندك بر بسيارى دشمنان بداختر غالب ، و شيروان شاه با سرداران سپاه خود مقتول و اكثر قلاع شيروان را مفتوح ساخته ، بلند آوازه گشت . در سنه سبع و تسعمائه ( 907 ) بعد سانح اين قضيه ، الوند بيگ آق قوينلو نبيره حسن بيگ با سى هزار سوار به داعيه قتال و جدال حركت نموده ، و شاه اسماعيل در حوالى شيروان بر وى غالب آمد سكه خطبه به نام خود خوانده ، داد عدالت داد و مذهب حق اثنا عشر را رواج وافر داد و بعضى از علماء اماميه مذهبنا حق و مذهبك الحق ، تاريخ اين واقعه يافته‌اند . در سنهء ثمان و تسعمائه ( 908 ) بر علاء الدوله ذوالقدر لشكر كشيد و در اول فصل بهار سنه سبع تسعمائه بر الوند بيگ غالب گرديده ، روانه ديار عدم گردانيده بود و قاتلان والد ماجد خويش را دستگير كرده ، زنده كباب كرد و تكليف خوردن به هندويان خويش كرد . گويند مريدان آن حضرت استخوانهاى قاتلان را جويده خوردند ، تا به گوشت آنها چه رسد . ( 12 چ ) باسلطان مراد نبيرهء حسن بيگ كه والى فارس و عراق و خوزستان و مالك هفتاد هزار سوار جرار خونخوار نيزه گذار بود ، شاهنشاه دين پناه با دوازده هزار سوار دشمن شكار ، در حوالى همدان صف محاربه آراسته ، مظفر و منصور گشت و مملكت فارس و عراق و آذربايجان و ديار بكر به تصرف اولياء دولت آن حضرت درآمد . راقم حروف در كتاب تاريخى ديده كه پادشاه دين پناه در يزد بود كه سردار سلطان حسين ميرزا ، دستبردى به سران مطبخ شاهى